کد خبر 307604
۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۱

مادر شهید سیدمهدی احمدی‌زاده: فرزندم شهیدوار زندگی کرد؛ از مسئولان انتقام خون شهدا را می‌خواهیم

مادر شهید سیدمهدی احمدی‌زاده: فرزندم شهیدوار زندگی کرد؛ از مسئولان انتقام خون شهدا را می‌خواهیم

مادر شهید سیدمهدی احمدی‌زاده، از شهدای ۲۶ ساله جنگ رمضان ۱۴۰۴، با روایت لحظات آخر زندگی فرزندش گفت: «سیدمهدی از کودکی آرام، مؤدب، باهوش و مطیع پدر و مادر بود و در زندگی شخصی و کاری نیز مسیر پیشرفت را با تلاش خودش طی کرد؛ او اگرچه در ۲۶ سالگی به شهادت رسید، اما به اعتقاد من شهیدوار زندگی کرد.»

مادر شهید سیدمهدی احمدی‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار حیات با روایت زندگی و شهادت فرزندش اظهار کرد: سیدمهدی متولد ۱۲ مهر ۱۳۷۸ بود و در ۲۶ سالگی به شهادت رسید. او در حین تحصیل وارد بازار کار شد و از سال دوم دانشگاه هزینه‌های شخصی خود را خودش تأمین می‌کرد و به‌تدریج در مسیر کاری خود پیشرفت کرد.

وی ادامه داد: سیدمهدی در مقطع کارشناسی ارشد تدریس می‌کرد و در شرکت اسنپ نیز به عنوان مدیر طراحی دیزاین سیستم فعالیت داشت. او به زبان‌های آلمانی، انگلیسی و عربی مسلط بود و از نظر علمی و حرفه‌ای نیز فردی نخبه و توانمند محسوب می‌شد.

مادر شهید احمدی‌زاده با تأکید بر ویژگی‌های اخلاقی فرزندش گفت: «بچه‌ای کاملاً آرام، باهوش، مؤدب و با تربیت بود. روی حرف پدر و مادرش حرف نمی‌زد و تا رضایت ما را نمی‌گرفت، از خانه بیرون نمی‌رفت و احترام ویژه‌ای برای پدر و مادرش قائل بود.»

وی با اشاره به علاقه فرزندش به فعالیت‌های مذهبی و زیارت افزود: سیدمهدی خادم‌الحسین بود و علاقه زیادی به زیارت و سفر داشت. دوستان زیادی با دیدگاه‌های مختلف داشت و توانسته بود افراد مذهبی و غیرمذهبی را در کنار خود داشته باشد و با اخلاقش ارتباط خوبی با آنها برقرار کند.

مادر شهید در ادامه به خاطره‌ای از دوران کودکی سیدمهدی اشاره کرد و گفت: «وقتی چهار یا پنج ساله بود، در مهدکودک درباره مقام مادر و اینکه بهشت زیر پای مادران است، برایشان صحبت کرده بودند. همان روز من سردرد شدیدی داشتم و بچه‌ها داشتند پاها و سرم را ماساژ می‌دادند. سیدمهدی زیر پای من را می‌گشت. پرسیدم مادرجان چه چیزی می‌خواهی؟ گفت معلم امروز گفته بهشت زیر پای مادر است، من هم دارم دنبال بهشت می‌گردم ببینم کجای پای توست.»

وی درباره آخرین دیدار با فرزندش نیز اظهار کرد: «آن روز سیدمهدی روزه بود. بعد از افطار گفت با یکی از دوستانش که همکارش هم بود در میدان انقلاب قرار دارد و باید او را ببیند. به او گفتیم مراقب خودت باش و حتماً از سلامتیت خبر بده. بعد از رسیدن به میدان انقلاب و ولیعصر با من تماس گرفت و گفت نگران نباشید، ما اینجا هستیم و همه خودی هستند.»

مادر شهید احمدی‌زاده افزود: پس از آن تماس، دیگر از سیدمهدی خبری نداشتیم. او به همراه دوستش برای خوردن غذا به رستورانی در محدوده میدان نیلوفر و خیابان عشقیار رفته بود. به گفته دوستش، هنگام نخستین بمباران، دوست سیدمهدی از ناحیه دست به‌شدت مجروح شد و سیدمهدی برای کمک به او از جای خود بلند شد.

وی ادامه داد: «دوستش تعریف کرد که سیدمهدی دنبال کلاه‌کاسکت و سوییچش می‌گشت و می‌گفت چیزی نیست. بعد از بمباران دوم، ترکش کوچکی از سمت پنجره به زیر گوش چپش اصابت کرد. دست راستش را روی گردنش گذاشت، به دوستش نگاه کرد و همان‌جا افتاد.»

مادر شهید با بیان اینکه پس از اطلاع از حادثه، ساعت‌ها نگران فرزندش بوده است، گفت: «آن شب خیلی دلواپس بودم. با حضرت ام‌البنین(س) صحبت کردم و از ایشان خواستم بچه‌ام را سالم به من برگرداند. همیشه می‌گفتم بچه‌ام را سالم می‌خواهم، اما آن شب نگفتم سالم و زنده. خدا را صد هزار مرتبه شکر که فرزندم را سالم به من برگرداند.»

وی صبر خود پس از شهادت فرزندش را لطف الهی دانست و گفت: «این صبری که امروز دارم، به غیر از معجزه هیچ چیز دیگری نیست. اگر خدا صبر نداده بود، نمی‌توانستم این‌گونه ایستادگی و زندگی کنم.»

مادر شهید احمدی‌زاده همچنین درباره واکنش دیگر فرزندانش پس از شهادت سیدمهدی اظهار کرد: «پسر دیگرم نیز در مجموعه فاتحین بود. بعد از شهادت سیدمهدی از او خواستم پستش را ترک کند، اما گفت وقتی برادرمان شهید شده، برای چه برویم؟ او پستش را ترک نکرد، چون معتقد بود کشور در خطر است.»

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به شهدای دیگر جنگ رمضان ۱۴۰۴ گفت: «ما جنگ‌طلب نیستیم و از جنگ دفاع نمی‌کنیم، اما خون شهدا نباید پایمال شود. مطالبه ما این است که عاملان شهادت فرزندانمان پاسخگو باشند و خون شهدا فراموش نشود.»

مادر شهید در پایان با اشاره به جایگاه فرزندش در خانواده گفت: «سیدمهدی اگر شهید نمی‌شد عجیب بود، پسرم تا زمانی که بود، شهیدوار زندگی می‌کرد. خدا را شکر می‌کنم که چنین فرزندی داشتم و از خدا می‌خواهم به همه خانواده‌های شهدا صبر و توان ادامه راه بدهد.»

انتهای پیام/ خرد

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha